پیوند ها

این تحقیق ، با موضوع منشأ دین از نظر جامعه شناسی دینی اروپا بصورت Word انجام گرفته است.تحقیق برای درسهای عمومی (بینش اسلامی ،اخلاق اسلامی و ...) و رشته های معارف اسلامی و الهیات مناسب است و در 18 برگه می باشد. شما می توانید این تحقیق را بصورت کامل و آماده تحویل از پایین همین صفحه دانلود نمایید.
بلافاصله بعد از پرداخت و خرید ، لینک دانلود نمایش داده می شود، علاوه بر آن لینک فایل مربوطه به ایمیل شما نیز ارسال می گردد.
1. مقدمه
علمی در اروپا به وجود آمده است به نام " جامعه شناسی مذهب(جامعه شناسی دینی) " که این علم ابتدا یک چیزی را به عنوان " اصل موضوع " انتخاب میکند چنانکه هر علمییک " اصل موضوع " دارد که ابتدا نمیتواند آن را اثبات کند بلکه آن را مفروضمیگیرد بعد بر اساس آن " اصل موضوع " نظریات خودش را بار میکند . در " جامعهشناسی مذهب " از ابتدا فرض بر این است که مذهب یک پدیدهای است که مولود فعل وانفعالات جامعه است ، یعنی یک ریشه الهی و ماورائی ندارد ، و اصلا این که مذهب ریشهالهی دارد جزء فرض نیست ، مثل اینکه اگر به ما بگویند راجع به علت پیدایش فکرنحوست " سیزده " بروید تحقیق کنید که چطور شده که فکر نحوست" سیزده " در میان مردمپیدا شده ، چون انسان میبیند منطقا هیچ فرقی میان عدد سیزده و عدد چهارده یا عدددوازده نیست که انسان احتمال بدهد که یک دلیل عقلی یا تجربی در کار است ، میگویداین باید یک ریشه غیر منطقی داشته باشد ، آن ریشه غیرمنطقی چیست؟
اینهادرباره دین و مذهب از اول بنا را بر این گذاشتند که دین یک ریشه منطقی کهنمیتواند داشته باشد ، حال که ریشه غیر منطقی دارد آن ریشه غیر منطقی چیست؟ پس ،اصل موضوعشان این است که دین یک ریشه منطقی و الهی ندارد . زمانی آمدند گفتند دينمولود ترس است ، بشر از طبيعت میترسيده ، از صدای غرش رعد میترسيده ، از هيبتدريا میترسيده ، از صدای غرش رعد میترسيده ، از هيبت دريا میترسيده ، و نتيجهترس سبب شده كه فكر دين در سر مردم پيدا شود . يكی از حكمای قديم روم بنام لوكريتوسگفته است : نخستين پدر خدايان ترس است ، در زمان ما هم بوده و هستند كسانی كه همينفرضيه قديمی و كهنه را تأييد میكنند و مكرر در سخنان خود بعنوان يك فكر تازهآنرا بازگو مینمايند .
بعضی گفتند علت پيدايش دين جهل و نادانی بشر است ، بشرمیخواسته حوادث جهان را تعليل نمايد و برای آنها علت ذكر كند و چون علت ها رانمیشناخته است ، علت ماوراء طبيعی برای حوادث فرض كرده است . بعضی ديگر گفتهاندعلت اينكه بشر بسوی دين گرائيده علاقهايست كه بنظم و عدالت دارد ، وقتی كه دردنيا از طرف طبيعت يا اجتماع بی عدالتی میبيند برای اينكه تسكينی جهت آلام درونیخود پيدا كند دين را برای خويشتن میسازد . صاحبان فرضيههای فوق گفتند : علم راتوسعه بدهيد ، دين از ميان میرود . چنين فرض كردند كه با توسعه علم خود به خود ديناز ميان میرود ، عالم شدن مساوی است با بيدين شدن . بعضی آمدند برای پيدايش دينيك علت ديگر فرض كردند و گفتند دين وسيلهايست برای كسب امتياز در جامعههایطبقاتی . اين فرضيه ماركسيست هاست .صاحبان فرضيههای ديگر گفتند علم چاره كنندهدين است ، اگر علم بيايد دين از ميان میرود ، اما اين فرضيه ، يعنی فرضيه ماركسيستها ، علم را چاره كننده دين نميدانند ، اينها بعد از اينكه ديدند علم آمد و دينباقی ماند و ديدند دانشمندان طراز اولی همچون پاستور و غيره در آستانه دين زانوزدند ، گفتند خير ، علم چاره كننده دين نيست ، دين اساسا مولود جهل نيست ، مولودترس هم نيست ، مولود علاقه فطری انسان به نظم و عدالت هم نيست ، دين اختراع طبقهحاكمه در مقابل طبقه محكوم است تا وقتی كه جامعه طبقاتی وجود دارد ولو آنكه علمبعرش هم برسد باز دين هست . جامعه اشتراكی بوجود بياوريد ، طبقات را از ميان ببريد، طبقات را كه از ميان برديد دين هم خود بخود از ميان خواهد رفت دين يك ابزاری است، يك دامی است ، يك شبكهايست كه طبقه حاكم نصب كرده است ، وقتی خود آن طبقه ازبين رفت ابزار كارش هم از ميان میرود ، خلاصه اينكه مساوات كامل برقرار كنيد ، ديناز ميان خواهد رفت . به هرحال به طور کلی می توان نظریات مختلف را در مورد منشأپیدایش دین اینگونه بیان نمود:
برچسب های مهم
ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است. با گذشت زمان، شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند؛ مثل نظریه بازیها. ریاضیدانان در ریاضیات محض (مطالعه ریاضی با هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن) بدون اینکه ... ...